مردم کردستان در نمایش انتخابات مجلس شرکت نخواهند کرد!

تا برپایی نمایش انتخاباتی دوره نهم مجلس اسلامی، چند هفته بیشتر باقی نمانده است. از مجموعه اقدامات امنیتی که صورت گرفته است، می توان پی برد که رژیم تا چه اندازه بیمناک از چگونگی از سر گذراندن معرکه ای است که در پیش دارد.سران حکومتی از بیم اینکه مبادا کنترل اوضاع از دست شان برود، همه گونه اقدامات پیشگیرنده امنیتی را در سراسر کشور تدارک دیده اند. فضای پلیسی و امنیتی در کردستان بمراتب چشمگیرتر است. فشار بر مردم این منطقه را تشدید کرده اند تا بلکه از مردمی که می دانند در چنین نمایشی شرکت نخواهند کرد، زهر چشم گرفته باشند.

مردم کردستان که می دانند اینگونه انتخابات هیچ ربطی به زندگی آنان و دخالت شان در تعیین سرنوشت شان ندارد، حاضر نیستند با آراء خود به ابزار تسویه حساب بین رقبای درون حکومتی تبدیل بشوند. مردم کردستان با آن پیشینه مبارزاتی و درایت سیاسی ای که دارند، بدرستی از خود می پرسند چرا باید این مضحکه انتخاباتی و جنگ و دعوای مشتی خدمتگزار این رژیم مسئله و مشغله آنان باشد و چرا باید آنان به وجه المنازعه دو طرف دعوایی تبدیل شوند که همواره رأی و نظر و عمل طرفین شان علیه آنان بوده و هست؟

از نظر مردم کردستان، سر تا پای این نظام با همه جناح هایش که در طول حاکمیت سی و چند ساله خود، کلیه حقوق اجتماعی آنان و کل مردم ایران را پایمال کرده و علیه کارگر و زن و جوان بوده و کارنامه ای جز ستمکاری و سرکوب ندارد؛ نامشروع، مجرم و غیر قابل پشتیبانی است. بنابراین چرا باید با رأی این مردم مشتی مجرم به جایی راه یابند تا هر آنچه را که تاکنون علیه آنان و مردم ایران انجام داده اند، مشروع جلوه داده شود؟

مگر در کدام یک از دوره های پیشین مجلس، حتی یک نفر از این باصطلاح نمایندگانی که بنام این مردم به مجلس راه یافته اند، از آن همه ستمی که بر این مردم می رود، زبان به اعتراض گشوده است؟! کدام یک از آنها به اعدام های وحشیانه این رژیم، به احکام سنگین زندانیان سیاسی، به تجاوزات و شکنجه هایی که در زندان ها صورت می گیرند و یا به توسعه نیافتگی های عمدی این منطقه، اعتراض داشته و به خود جرأت داده است که در صحن مجلس بحرف آید و بگوید چرا جوان بیکاری که به کولبری روی آورده است به رگبار بسته می شود؟ چرا فعالان کارگری، فعالان حقوق زن و کودک و فعالان محیط زیست و غیرو، به زندان انداخته می شوند؟ چرا درختان و جنگل های این منطقه تعمداً به آتش کشیده می شود؟

کدامین قانون در این به اصطلاح مجلس تصویب شده است که نشانی از ترقیخواهی برخود داشته و یا آبادانی، خدمات عمومی، کار، نان و مسکن برای مردم محروم و تنگدست کردستان به ارمغان آورده است؟

مردم کردستان خوب می دانند آنانی که به نام نمایندگان آنان به مجلس می روند نه تنها علیه این همه بی حقوقی ها و ستمگری ها نیستند، بلکه خود بخشی از سیستمی هستند که بانی هرگونه تبعیض و ستمکاری دیگر هستند.

مگر نمایندگان تاکنونی، غیر از مجیز گویی و شرکت در مجالس افتتاح مراکز اشاعه جهل و خرافه و شرکت در مراسم جشن تکلیف کودکان معصوم و شرکت در مراسم های نوحه خوانی، هنر دیگری داشته اند؟ کدام یک از نمایندگان تاکنونی، جرأت کرده است از رژیمی که جنایتکارانه فرزندان این مردم را به قتل رسانده بخواهد تا لااقل محل دفن این عزیزان را به مادران شان بگویند؟ آیا این باصطلاح نمایندگان مردم کردستان در مجلس، می دانند که فرزاد کمانگر و یارانش در کجا دفن شده اند؟

مردم کردستان سی و چند سال است که آگاهانه و تحت پلیسی ترین شرایط بی اعتنا از کنار معرکه گیری های انتخابات گذشته اند. اینبار بیشتر از هر دوره ای به اینگونه نمایشات بی اعتناء خواهند بود و حاضر نخواهند شد در انتخابات نمایشی شرکت کنند.

این مردم می دانند کسانی که قرار است در این نمایش به نام نماینده آنان سر از صندوق های رأی بیرون آورند، به مجلس نمی روند تا حقوق کارگران و مردم محروم را قانونیت بخشند، بلکه به این دلیل به مجلس راه می یابند تا قوانین استثمارگرانه تر و شرایط دشوارتری را بر مردم کارگر و زحمتکش تحمیل کنند. آنان به مجلس نمی روند تا صدای اعتراض خود را علیه اعمال ستم ملی بر مردم کردستان بلند کنند، بلکه به مجلس می روند تا زنجیرهای این ستمکاری را محکم تر سازند. آنان به مجلس نمی روند تا به برابری زن و مرد رأی بدهند، بلکه به مجلسی راه می یابند که در ذات خویش بر اساس بی حقوقی زنان بنیاد نهاده شده است. آنان به مجلس می روند تا به جدایی جنسیتی در مراکز و نهادهای آموزشی و تربیتی رأی دهند. آنان به مجلس نمی روند تا جهت حل مشکلات جوانان چاره جوئی کنند، آنان به مجلس می روند تا بموجب قانون، شادی و نشاط و امید را از جوانان سلب نمایند. بنابراین در جریان برگزاری این باصطلاح انتخابات، هر یک رأی با هر توجیهی در صندوق های رأی انداخته شود، عملاً در خدمت طولانی کردن عمر این رژیم و در خدمت فجایعی است که تاکنون بر سر مردم آورده است.

مردم بر این امر واقف اند که همه کاندیداتورهای انتخاباتی عبور کرده از فیلترهای گوناگون، از خدمتگزاران و حلقه بگوش های این رژیمند و برای این رژیم چندان مهم نیست که به کدام یک از آنان رأی داده می شود، مهم این است که مردم در پای صندوق های رأی ظاهر شوند و نمایش انتخاباتی او را رنگ و رویی ببخشند.

مردم کردستان می دانند که شرکت و عدم شرکت در این انتخابات و هرگونه واکنشی به آن، نوعی رفراندوم بحساب می آید که از روی آن دنیا یکبار دیگر پی خواهد برد که این رژیم در میان این مردم تا چه اندازه منفور و تا چه اندازه بی پایه است. رفراندومی مشابه اعتصابات عمومی ۲۳ اردیبهشت سال ۸۹ و ۱۶مرداد سال ۸۴ که به جهانیان اثبات نمود که چگونه مردم مبارز کردستان هم رأی و همراه در اقدامی متحدانه و سراسری و در نمایشی شکوهمند، صلابت جنبش انقلابی توده ای را به نمایش گذاشتند!

بی گمان این مردم، یکبار دیگر با شرکت نکردن در نمایش انتخاباتی، عمق نفرت خود را نسبت به کلیت این رژیم نشان خواهند دارد و برگ زرین دیگری به تاریخ جنبش قدرتمند و انقلابی کردستان خواهند افزود و میزان محبوبیت خود را در میان افکار عمومی ایران و جهان بیش از پیش بالا خواهند برد!منبع سایت پیام

Advertisements

درباره مازیار بذرافکن
. شهریار ایازی . مازیار بذرافکن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: